نسیم
تو خشنود باشی و ما رستگار فرزندان شیطان چه بسیار شده اند در روی زمین در میان آدمیان، در لباس آدمیان خوب که می اندیشم گمان میبرم انسان ها چه اسان به بزم شیطان می نشینند و از یاد می برند دشمنی شیطان را ، چه آشکار است دشمنی شیطان با ادمیان ما باید اشزف مخلوقات میبودیم؟ پس چه شد شرافت انسانیمان؟؟؟ پروردگارا، نقاب شرمساری را چگونه از رخ بر افکنیم و یکبار دیگر انسان ها را با شرافتشان آشتی دهیم؟ ما نقاب شرمساری بر رخ داریم و ابلیس نقاب انسان نما برایمان جامه گناه میدوزد و ما میپوشیم چه آمده بر سر این اشرف مخلوقات؟ چگونه در خود گم شده اند خیل عظیم خوبی و پاکی؟ موج سوزان گناه که چون آتشفشانی خشمگین بر سرمان می ریزد دیگر به چشم نمی آید؟ آیا حواس ما از کار افتاده اند یا لباس بی تفاوتی بر تن کرده ایم؟ خداوند شیطان را از درگاه رحمت خود دور کرد و شیطان گفت با خدا که من از بندگان تو قسمتی را زیر بار طاعت خود خواهم کشید و سخت گمراه میکنم و به آرزو های باطل و دور و دراز در افکنم شیطان انسان را بسیار وعده دهد و آرزومند و امیدوار کند ولی وعده و نوید شیطان به جز غرور و فریب خلق نیست آیات ۱۱۸-۱۲۰ سوره نساء تا کی میخوای از وسط بزرگراه راه بری؟ تا تصادف نکنی نمیتونی تصمیم بگیری که باید از چپ بزرگراه حرکت کنی یا از راستش؟ باید باز هم مزرعه دستانم را شخم زنم. باز هم دعای باران بخوانم بذر بپاشم باید دستانم بارور شوند. باید قلبم را از نو بکارم چشمانم باز هم باید بارانی شوند باران را میخواهم برای رشد برای بارور شدن خورشید می خواهم بر من بتابد، بر من ،بر دست هایم،بر قلبم ، بر چشمانم خورشید می خواهم تا مزرعه دستانم را پر نور کند ، پر برکت، پر ثمر خورشید می خواهم ***************** فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را به همه دوستان خوبم تبریک عرض میکنم. (التماس دعا) بار خدایا در این ماه رحمت از لغزشم در گذر و دعایم را اجابت کن بار الها چه بسیار رنج و بلا که از من برطرف ساختی و غصه هایی را که بر کنار زدی و لغزش هایی که نا دیده گرفتی و رحمتی که گسترش دادی و حلقه بلایی را که بر گشودی سپاس خدایی را سزاست که همسر و فرزندی نگرفته است و شریکی در پادشاهی او نیست و ولی و اختیار داری که زبونی آن را ایجاب کند برایش نیست حمد برای خداست به جهت همه ستودگی هایش بر همه نعمت هایش و خدایی که نه ضدی در پادشاهیش یافت می شود و نه ستیزه کننده ای در کارش. خدایا در این ماه رحمت ما را ببخش و بیامرز. آمین و سرنوشتت آن که هرگز نیز آغازی نیابی. غزل تو ، چرخان چون گنبد پر ستاره، مطلع و مقطعی پیوسته یکسان دارد . و آن چه از میانه آن بر میجوشد ، آشکارا همانی است که در پایان به جا می ماند ، و هم از آغاز بود تو نوشین چشمه شعر همه شادی ها هستی. و ترانه هایت ، بیرون از شمار، موج از پی موج از دلت بر میجوشد لبانت همیشه بوسه خواه، غزل های از دل برخواسته ات دلنشین ، دهانت جویای نوش ، و دل نیک خواهت پر فیض. با تو، توام سر هماوردی است رنج و شادی به ما دو همزادان به یکسان ارزانی باد شیوه تو در عشقبازی و باده نوشی رواست اگر فخر من ، رواست گر که زندگی من باشد ولی اینک ای شعر ، با آتش خویشتن بانگ بردار، که تو خود کهن تری، که تو نوتری. یوهان ولفگانگ فون گوته.(ترجمه محمود حدادی)
| Design By : Night Skin |




